تبليغاتX
یک مُشت اراجیف
اراجیف نویسی هایِ از انتهای شب ِ یک آشفته ی عملی ِ گیج ُ مبهوت،که یک چینی نازک تنهایی دارد
باید همین حالا

از

زنده گی َم

طلاق بگیرم

+     به قلم ســ  | 

اُرگاسم:

نوعی بیماری ِ شایع ِ تنفسی میان ِ اُرگ ها . . .

+     به قلم ســ  | 

ما آدم ها
گاهی می رسیم به جاهایی
که شاید اسمشان را می شود گذاشت بن بست
زیاد حس ِ جالبی نیست
بدتر
زمانی ست که بخواهی باز گردیُ
باز هم با دیوار رو به رو شوی
گیر کنی در یک چهار دیواری اندازه ی هیکلت
هیچ راهی نداری
دیوارها
تا به آسمان کشیده شده اند
سخت تر
و
دردناک تر از همه
این است
که بدانی
تک تک ِ آجرهای این چهاردیواری را خودت چیده ای
خودت
خودت را حبس کرده ای
خودت خواستی
که گیر کنی
در مخمصه ای این چنینی
ما آدمها
همیشه یادمان می رود که می شود زنده گی را دوست داشت
یادمان می رود که چیزهایی که داریم که
خوبند
که پایبندمان می کنند به هر چه بودن است
من
آدمم
و از این قاعده نیستم مستثنا
چند ماه ِ دیگر
بیست ساله خواهم شد
از دنیا
و
آدمهایش
هیچ
نمی خواهم
. . .

گریــــــــز- ابی

+     به قلم ســ  | 

آری

سربازی مرد می کند

طول آلت را می افزاید

+     به قلم ســ  | 

لباس ِ زیرم

نم می کشد

مُدام

کنارت که باشم

زنانه گی

شُرّه می کند

از مغزم

+     به قلم ســ  | 

با تلخ شدنِ

طعم ِ زنده گی

میزان گرایش ِ طبع ُ میل اینجانب

به دلستر ساده(کلاسیک)

رو به افزایش

گذارده است . . .!

+     به قلم ســ  | 

ورق پاره های ِ زندان - ستاره ی دنباله دار - بزرگ ِ علوی

+     به قلم ســ  | 

همه چیز به طور ِ

سرسام آوری

تخمی ِ . . .

+     به قلم ســ  | 

بد اونوخ تازه وقتی ی ِ نفری بهت داره می گه گریه می کنه ُ دلش می خواد داد بزنه

غم ِ عالم می ریزه تو وجودت

می فهمی که واقعن چقد دوستش داری . . . !

+     به قلم ســ  | 

هر چی فکر می کنم

می بینم

انگار

بی "ابی"

دنیا

صامت می بود . . . !

+     به قلم ســ  |